شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۴
تحولات مهم فرهنگی جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ تحمیلی سوم؛ آیا ما جنگ فرهنگی را پیروز شدیم؟

حوزه/ جنگ‌های دفاعی همواره در تاریخ موجب تحولات عمیق فرهنگی و اجتماعی بوده‌اند. در رویارویی با چالش‌های اخیر، جامعه ایران شاهد ظهور اتحادی مقدس و انسجام اجتماعی چشمگیر بوده است که مهم‌ترین دستاورد فرهنگی این دوران محسوب می‌شود.

در ارتباط با مسئله جهاد دفاعی که جامعه امروز ما در حال مجاهدت در این عرصه است و نسبت آن با مقوله فرهنگ، مرور کوتاهی بر ابعاد این موضوع می‌تواند مفید و راهگشا باشد. جنگ تحمیلی سوم نه فقط گسل‌های اجتماعی را آشکار، که اتحادی مقدس و انسجامی خیره‌کننده میان مردم و حاکمیت رقم زد. حضور خودجوش مردم در خیابان‌ها، نظریه‌های رایج علوم انسانی را درهم شکست و ضرورت نظریه‌پردازی بومی را آشکار ساخت. این رویداد، سرآغاز فروپاشی نظم غربی و تولد نظمی نوین با تکیه بر ایران فرهنگی، ادبیات دینی و زبان فارسی است.

در این گفتار، نقش بی‌بدیل جهاد دفاعی در تحول فرهنگی جامعه با کنکاوی کارشناس فقه فرهنگ و استاد حوزه، حجت الاسلام امین اسدپور بررسی می‌شود که متن آن بدین شرح است:

۱۰ محور مهم این گفت‌وگو:

۱. جنگ‌ها همواره مبدأ تحولات اجتماعی گسترده بوده‌اند

۲. جهاد دفاعی در فرهنگ بشری مورد تقدیس و مدح است

۳. فشارهای اقتصادی و تشدید گسل‌های فرهنگی و اجتماعی

۴. جنگ اتحاد مقدس و انسجام اجتماعی خیره‌کننده ایجاد کرد

۵. خیابان با شما، میدان با ما؛ حضور خودجوش مردم

۶. شکست نظریه‌های علوم انسانی رایج در فهم پدیده انقلاب اسلامی

۷. هنر پایداری و روایت هنرمندانه از جهاد دفاعی مردم

۸. فروپاشی نظم غربی و تولد نظم نوین جهانی

۹. هم‌سرنوشتی دولت‌ها با جمهوری اسلامی ایران و افق نوین دیپلماسی

۱۰. ایران فرهنگی، ادبیات دینی و زبان فارسی؛ سه حوزه تمدنی

از سنگر فرهنگ تا جبهه دفاع، پیوند ناگسستنی در جامعه امروز


بررسی تحولات جنگ تحمیلی در نظام فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

* تقدیس جهاد دفاعی در فرهنگ بشری

بسم الله الرحمن الرحیم؛ در ارتباط با مسئله جهاد دفاعی که جامعه امروز ما در حال مجاهدت در این عرصه است، و نسبت آن با مقوله فرهنگ، مرور دقایقی می‌تواند مفید و سازنده باشد.

در طول تاریخ، جنگ‌ها همواره مبدأ تحولات اجتماعی گسترده‌ای بوده‌اند. هم در حوزه جامعه‌شناسی و هم در حوزه هنر و ادبیات، جنگ‌ها همواره سرآغاز تحولات عمیق فرهنگی و اجتماعی به شمار رفته‌اند. فارغ از بُعد نظامی جنگ‌ها و فارغ از تاکتیک‌ها و استراتژی‌های جنگی که همواره محور بحث و تأمل بوده است، جنگ‌ها آثار و پیامدهای عمیق اجتماعی را به دنبال داشته‌اند که ساختار روابط اجتماعی یک جامعه را، چه در طرف پیروز و چه در طرف شکست‌خورده، دستخوش دگرگونی‌های بنیادین می‌ساختند.

نکته‌ای که توجه به آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، این است که در طول تاریخ و در فرهنگ بشری، جهادهای دفاعی همواره مورد تقدیس و مدح قرار گرفته‌اند. و بحمدالله، انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی همواره اعلام کرده است که آغازکننده و تهاجم‌کننده در هیچ جنگی نخواهد بود. و چه در جنگ هشت‌ساله، و چه در جنگ دوازده‌روزه، و چه در جنگ تحمیلی سوم که اکنون در جریان آن قرار داریم، نقش دفاع از میهن، دفاع از وحدت ملی و دفاع از تمامیت ارضی خود را در دستور کار خود قرار داده است. از این رو، از منظر جامعه جهانی، هیچ ملامت و مذمتی متوجه نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست؛ زیرا این نظام از خود، از میهن خود و از تمامیت ارضی خویش دفاع می‌کند و این دفاع، همواره در فرهنگ بشری مورد تقدیس و احترام بوده است.

* فشارهای اقتصادی و تشدید گسل‌های فرهنگی و اجتماعی

اما اگر به‌طور ویژه‌تر، تمرکز خود را به فرهنگ جامعه خودمان و نسبت آن با این جنگ معطوف داریم، باید اذعان کنیم که جامعه ما در سال‌های اخیر، هم‌زمان با فشارهای اقتصادی سنگینی که در قالب تحریم‌ها بر کشور تحمیل شده بود، با فضای تهاجمی رسانه‌ای و فرهنگی گسترده‌ای نیز مواجه بوده است؛ به‌ویژه آنکه اشکال نوین جنگ‌های رسانه‌ای، جنگ‌های ترکیبی و جنگ‌های شناختی، جامعه ما را در سال‌های اخیر هدف قرار داده بود.

در چنین شرایطی، جامعه ما گام‌به‌گام به سمت گسست‌های اجتماعی و گسل‌های فرهنگی و اجتماعی پیش می‌رفت. برخی از نظریه‌پردازان نیز به‌تدریج نگران چند قطبی شدن جامعه بودند و هشدار می‌دادند که جامعه ایران چندقطبی شود. گسل‌های مذهبی، اختلافات سیاسی و اختلافات قومی و قبیله‌ای، همه و همه در حال فعال شدن بودند و دشمن نیز تمام تلاش خود را به کار گرفته بود تا این گسل‌ها و گسست‌های اجتماعی را فعال‌تر سازد.

اما به برکت این جنگ و جهاد مقدسی که اکنون در آن قرار داریم، و البته به یاری بصیرت تاریخی که مردم ما از خود نشان دادند، تمامی این نگرانی‌ها برطرف شد و جامعه ما شاهد اتحادی مقدس، همدلی عمیق و انسجام اجتماعی خیره‌کننده‌ای در طول این ایام جنگ بود.

این شاید مهم‌ترین تأثیر فرهنگیِ سریع و ملموسی باشد که جنگ در حوزه فرهنگ داخلی ما بر جای گذاشته است. این جنگ توانست اتحاد و انسجامی مقدس را میان همه قومیت‌ها، همه قبیله‌ها، همه احزاب و جناح‌های سیاسی، و در میان همه مردم با حاکمیت و مسئولین برقرار سازد. این اتحاد و وحدت ملی که در این جنگ رقم خورده، طبیعتاً اهرم اصلی پیشبرد جهاد دفاعی ماست و می‌بایست بسیار جدی‌تر از آن صیانت کنیم و مانع از فعال شدنِ دوباره آن گسست‌ها و گسل‌های اجتماعی شویم.

"در ارتباط با مسئله جهاد دفاعی و نسبت آن با فرهنگ، جنگ‌ها همواره مبدأ تحولات اجتماعی گسترده بوده‌اند. در فرهنگ بشری، جهادهای دفاعی همواره مورد تقدیس بوده‌اند و نظام جمهوری اسلامی آغازگر هیچ جنگی نبوده است. در جنگ هشت‌ساله، دوازده‌روزه و جنگ تحمیلی سوم، دفاع از میهن و تمامیت ارضی در دستور کار بوده است. جامعه همزمان با فشار اقتصادی و تهاجم رسانه‌ای به سمت گسل‌های فرهنگی می‌رفت، اما به برکت این جنگ، اتحاد مقدس شکل گرفت که باید از آن صیانت کرد."

* حضور خیابانی مردم در جنگ اجتماعی

نکته مهم‌تری که در این جنگ به نظر می‌رسد، تأثیر فرهنگیِ ملموس و سریعِ دیگری است: جنگ ما به‌شدت اجتماعی شد و بسیار سریع، جنگ به داخل زندگی مردم، به داخل شهرها و محل سکونت مردم راه یافت. این امر خود به اجتماعی‌تر شدن نبرد و اجتماعی‌تر شدن جنگ کمک شایانی کرد. به‌ویژه آنکه مردم به هر حال دل‌نگرانیِ نفوذ و حضور خیابانیِ دشمن و مزدورانش را داشتند. همین قضیه باعث شد که از همین شب نخستِ آغاز جنگ، مردم خودجوش و مجاهدانه در صحنه حاضر شوند. این‌گونه بود که تفکیکی در میدان و خیابان در ادبیات نظامی ما شکل گرفت: «خیابان با شما، میدان با ما».

این حضور خیابانی مردم که بحمدالله در بیش از شصت‌وپنج شب متوالی ادامه یافت، و آن آمار خیره‌کننده حضور میلیونی مردم که در برخی پیمایش‌ها و آمارها اعلام شده، باعث شد مردم خود نقش یک مجاهد، نقش یک سرباز، و به تعبیری نقش یک افسر نظامی را در جنگ حس کنند و ایفا نمایند. مردم جنگ را کاملاً با تمام وجود مال خود دانستند و با حضور کنشگرانه خود در این جنگ، از طریق تجمعات خیابانی، سعی در تحقق بخشیدن به این حضور و مشارکت داشتند.

همین‌جاست که به نظر می‌رسد آن لایه‌های تمدنی‌تر ماجرا آشکار می‌شود. این حضور خیابانی مردم در کنار مجاهدتی که نیروهای مسلح ما انجام می‌دهند، صحنه‌ای خارق‌العاده و خیره‌کننده را در فرایند اجتماعی شدن جنگ ایجاد کرده است؛ صحنه‌ای که به نظر می‌رسد از زوایای علوم رایج انسانی امروز، قادر به درک آن نیستیم.

هیچ‌کدام از نظریه‌های علوم انسانیِ رایج، توان درک و ارتباط گرفتن با این پدیده را ندارند. این پدیده بسیاری از نظریه‌ها و پارادایم‌های حاکم بر حوزه علوم انسانی را در هم شکست.

به تعبیری اینکه در اینجا واقعاً نسیمی الهی وزیدن گرفته است؛ به تعبیری که منسوب به رسول اکرم (ص) است:

«إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٍ أَلاَ فَتَعَرَّضُوا لَهَا.»

از سنگر فرهنگ تا جبهه دفاع، پیوند ناگسستنی در جامعه امروز


بررسی تحولات جنگ تحمیلی در نظام فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

* دعوت از پژوهشگران علوم انسانی برای نظریه‌پردازی بومی از متن جامعه

اینجا من همه پژوهشگران حوزه علوم انسانی را، چه پژوهشگران دانشگاهی و چه پژوهشگران حوزوی، دعوت می‌کنم که در این خیابان‌ها و در این تجمعات حضور یابند و خودشان، به مثابه کنشگرانی که مشارکت در این پدیده دارند، به فهم بهتر این پدیده، به روایت بهتر آن، به زبان‌دادن به این پدیده و به سخن درآوردنش کمک نمایند.

بلکه می‌توانیم در اثر این جنگ و این کنشگری عمومی مردم، گامی به‌سوی نظریه‌پردازی‌های بومی در حوزه علوم انسانی برداریم. نظریه‌پردازی‌ای که بتواند حضور دین، الهیات، وطن‌پرستی، غیرت و عزت اجتماعی را در تبیین و توضیح این پدیده‌ها دخیل کند. تبیین یعنی توانایی استخراج علل، عوامل و ریشه‌های این پدیده‌ها از دلِ خودِ جامعه و توانایی روایت آن‌ها با زبانی و ادبیاتی متناسب.

در اینجا به نظر می‌رسد مهم‌ترین قفله‌ای که می‌توان از آن عبور کرد، صورت‌بندی و روایتِ ایده‌ی «اسلامی‌سازی علوم انسانی»، «بومی‌سازی علوم انسانی» و «ایرانی‌اندیشیدن» در پدیده‌های اجتماعیِ خودی است.

البته این فرایند زمان‌بر خواهد بود؛ چراکه ما هنوز دقیقاً در دلِ این پدیده حضور داریم و شاید اشراف کامل به تمام ابعاد آن حاصل نشده باشد. اما نباید این فرصت را از دست داد. خودِ پژوهشگر به‌مثابه یک کنشگر فعال، با حضورش در عرصه‌ی این پدیده، می‌تواند بسیاری از حجاب‌ها و ذهنیت‌ها و برساخت‌های نظریِ علوم انسانیِ رایجِ غربی را کنار بزند و بی‌پرده‌تر و صادقانه‌تر با خودِ این پدیده مواجهه‌ای جدی پیدا کند. لذا آن ظرفیت فرهنگی، علمی و دانشی که در این پدیده نهفته است، نباید از دید دانشمندان و پژوهشگران علوم اجتماعی و انسانی ما پنهان بماند و نباید این فرصت طلایی را از دست بدهند.

"نکته مهم دیگر، تأثیر فرهنگی ملموسِ اجتماعی شدن جنگ است. جنگ به داخل شهرها و زندگی مردم راه یافت. از همان شب نخست، مردم خودجوش حاضر شدند و ادبیات «خیابان با شما، میدان با ما» شکل گرفت. حضور خیابانیِ بیش از شصت‌وپنج شب متوالی باعث شد مردم خود را سرباز و مجاهد حس کنند. این پدیده خارق‌العاده، نظریه‌های علوم انسانی رایج را درهم شکست. اینجا نسیمی الهی وزیده است. پژوهشگران را دعوت می‌کنم در تجمعات حاضر شوند تا گامی به‌سوی نظریه‌پردازی بومی برداریم که دین، غیرت و عزت اجتماعی را دخیل کند. این فرصت طلایی را نباید از دست داد."

* هنر پایداری مدیون امام شهید است

ساحت دیگری که می‌تواند به زیربنای‌های اجتماعی و تمدنیِ فرهنگِ این عرصه‌ی جهاد کمک کند، بحث هنر است؛ هنر و روایتِ هنرمندانه از این صحنه‌ی جهاد دفاعی است.

همان‌طور که مشاهده می‌کنید، در ساعات اولیه آغاز جهاد، هنرهایی که سریع‌تر و ملموس‌تر می‌توانستند وارد عرصه نبرد شوند، مانند عکاسی، طراحی، گرافیک، کاریکاتور، شعر و ادبیات حماسی، به سرعت فعال شدند. اما به تدریج و با گذر زمان، و به‌ویژه با توجه به «اجتماعی‌شدن» این لایه مهم از جهاد دفاعی، هنرهای زیربنایی‌تر نیز باید به تدریج فعال می‌شدند.

برای مثال، در حوزه ادبیات؛ چه در بخش شعر و ادبیات، و چه در ادبیات داستانی شامل رمان، نمایشنامه و فیلمنامه، و سپس از طریق فیلمنامه‌ها، جریان به سینما و تلویزیون و ساخت آثار تجسمی سرریز کرد. این فرایند می‌تواند فضای جدیدی را برای «هنر پایداری» و «هنر انقلاب» فراهم آورد. حقیقتاً استمرار، بقا و تبدیل شدن این هنر به یک ژانر ویژه و اختصاصی، مدیون امام شهید و بزرگوارمان هستیم.

ایشان در طول زعامت سی‌وهفت‌ساله خود (و پیش از آن در دوره ریاست جمهوری و مبارزات)، همواره از چهره‌هایی بودند که این لایه زیربنایی فرهنگ و تمدن را درک می‌کردند و همواره پاسدار، پاسبان و جهت‌دهنده به این مسیر بودند. امام شهید عزیز و بزرگوارمان اساساً پاسبان ادبیات پایداری و ادبیات انقلاب بودند.

غرض اینکه در این حوزه نیز ظرفیت‌های بسیاری نهفته است که ان‌شاءالله به‌زودی شاهد تجلی آن خواهیم بود. خود این سوژه، یعنی «جهاد رمضان» و نبرد تمدنی جدی ما با عملاً کل نظام حاکم بر جهانِ مدرن، می‌تواند ظرفیت‌های هنری و ادبیِ قابل‌توجهی را نه تنها در جامعه خودمان، بلکه در میان هنرمندان منطقه و عرصه بین‌المللی خلق کند.

* فروپاشی نظم غربی و تولد نظم نوین جهانی

از همین‌جا، وارد سطح بین‌المللی و تمدنی ماجرا نیز بشوم. جنگ دفاعی ما در برابر دولتِ تروریست آمریکا، رژیمِ غاصب صهیونیستی و تمامی ایادیِ مزدورِ منطقه‌ای، در حال ایجاد تحولی بنیادین در نظمِ جهانی است.

به نظر می‌رسد ادبیاتِ ابرقدرتیِ غرب و هژمونی‌ای که آمریکا برای خود ساخته بود، در حال فروپاشی و متلاشی شدن است. این رویداد، زلزله‌ای ده‌ریشتری است که می‌تواند نظمِ مدرنِ حاکم بر روابطِ جهانی را دگرگون کند. این ظرفیت را دارد که نظمِ موجود را برهم بزند و از دلِ این آشوب، اگر هوشمندانه عمل کنیم و کنشگرانِ جدی در میدان باشیم، نظمِ جدیدی و یک نظامِ سیاسی و اجتماعیِ نوین در حال تولد و زایش است. حداقل در منطقه‌ی خودمان، یعنی غربِ آسیا، که امیدواریم ان‌شاءالله گسترش یابد و جهانی شود این شکستِ نظمِ هژمونِ رایج و خلقِ نظمِ جدید.

این تحول، علاوه بر ساحتِ نظامی و سیاسی که باید در روابطِ بین‌الملل، سیاسی و حقوقیِ آن را پیگیری کنیم، تبعاتِ فرهنگیِ بسیار جدی‌ای نیز به دنبال خواهد داشت.

ادبیاتِ امنیتیِ ما پس از انقلابِ اسلامی، در همین دوره‌ی سکوتِ نظامی صحنه با مطالعه‌ی کتاب «بر لبه‌ی تنهایی» نوشته‌ی ولی نصر، شکل گرفت. همان‌طور که دوستان مستحضرند، ولی نصر مشاور وزارت خارجه‌ی دولتِ تروریست آمریکا بوده است. وی در ادوارِ گذشته، کتابی با عنوان «تحلیلِ راهبردِ امنیتِ ملی جمهوری اسلامی» نوشته که از دوران پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده، صحنه‌های دفاعِ مقدسِ هشت‌ساله‌ی ما را روایت کرده و سپس حضورِ منطقه‌ایِ ایران و خلقِ جبهه‌ی مقاومت را به تصویر کشیده است.

حضور و کمک و مشارکت ایران را در شکل‌گیری حزب‌الله لبنان، مقاومت سوریه، عراق و یمن، روایت کرده است که تا وقایع سال ۱۴۰۱ و آستانه‌ی جنگ دوازده‌روزه ادامه دارد. این کتاب به صورت خلاصه نوشته شده و مقدمه‌ی ترجمه‌ی فارسی آن نیز پس از جنگ دوازده‌روزه تدوین شده است.

"ساحت دیگر، هنر است؛ روایت هنرمندانه از جهاد دفاعی. در ساعات اولیه، عکاسی، گرافیک و شعر فعال شدند، اما به تدریج هنرهای زیربنایی‌تر مانند رمان، فیلمنامه و سینما باید وارد شوند. استمرار هنر پایداری مدیون امام شهید است که همواره پاسبان این مسیر بودند. از سطح بین‌المللی، جنگ ما در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی در حال فروپاشی نظم غربی و تولد نظم نوین جهانی است. این تحول تبعات فرهنگی جدی دارد. ادبیات امنیتی ما پس از انقلاب با مطالعه کتاب ولی نصر، مشاور دولت تروریست آمریکا، شکل گرفته است."

از سنگر فرهنگ تا جبهه دفاع، پیوند ناگسستنی در جامعه امروز


بررسی تحولات جنگ تحمیلی در نظام فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

* نقش امام شهید در ایده جنگ نامتقارن

درست است که روایتی از بیرون و حتی از منظر جبهه‌ی دشمن درباره‌ی راهبرد امنیتی ما ارائه می‌دهد، اما واقعیت این است که بخش عمده و معظم کتاب، تمجید از فهم و بصیرت تاریخی امام شهید بزرگوار ماست؛ اینکه چه فهم راهبردی از مقوله‌ی امنیت ملی و مقاومت داشتند و چه ظرفیت‌هایی را در مواجهه با یک ابرقدرت کلاسیک نظامی فعال کردند. آن‌ها ایده‌ی «جنگ نامتقارن» را خودساختند؛ جنگی که به تعبیری پارتیزانی است، اما کاملاً نظام‌مند، منسجم و دارای ساختار حاکم است.

این‌ها روایت‌هایی است که در حوزه‌ی امنیتی و نظامی مطرح شده، اما موضوع بحث دقیقاً همین ایده‌ی مقاومت نامتقارن در برابر ارتش کلاسیک است.

فرض کنید آمریکا، ناتو و امثال‌شان عیناً همین ظرفیت‌ها را در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی هم داشتند؛ اما امروز این عطش و تشنگی، هم در ملت‌های منطقه و هم در بسیاری از دولت‌ها و حاکمان آن‌ها، آرام‌آرام در حال شکل‌گیری است. به تعبیر دیگر، آن «امنیت و توسعه عاریتی» که بسیاری از کشورهای منطقه با استمداد از ابرقدرت‌ها (چه در دوره شرق و چه امروز که غرب مدرن میدان‌دار است) کسب کرده بودند، نابود شد.

این امنیت و توسعه عاریتی در کمتر از یک هفته از آغاز جنگ، ناتوانی و شکست خود را کاملاً عیان کرد. به نظر می‌رسد این بصیرت تاریخی در ملت‌ها شاید از قبل و به برکت انقلاب اسلامی شکل گرفته بود، اما نقطه‌ی مزیت نسبی این پدیده این است که این ذهنیت در بسیاری از دولت‌های امروز هم در حال شکل‌گیری است. سرمایه‌گذاری سنگینی که آن‌ها برای توسعه و امنیت عاریتی خود در منطقه انجام می‌دادند، کاملاً هژمون شکست خورده و حالا در حال حرکت به سمت طراحی‌های جدیدی از روابط منطقه‌ای و اجتماعی هستند.

* هم‌سرنوشتی دولت‌ها و افق‌های نوین دیپلماسی

تعبیری که رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام‌های اخیر خود بیان فرمودند مبنی بر اینکه «دولت‌های همسایه و دولت‌های منطقه با ما هم‌سرنوشت‌اند» به نظر می‌رسد افق جدیدی را در عرصه دیپلماسی، به‌ویژه در حوزه دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی مردم‌پایه، گشوده است. خوشبختانه در همین میدان، سفارتخانه‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران و رایزنان فرهنگی وزارت امور خارجه عملکرد درخشانی از خود نشان داده‌اند و حتی با بهره‌گیری از پیام‌های مجازی، توانسته‌اند عرصه‌های فرهنگی و تمدنی منطقه را به‌خوبی هدف‌گذاری و ظرفیت‌های موجود را آشکار سازند.

برای نمونه، در دوره اخیر، کلیپ‌هایی که با بهره‌گیری از ظرفیت هوش مصنوعی تولید شد، بازتابی گسترده یافت و از شرق آسیا تا غرب آسیا مخاطب جذب کرد. این امر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران در تعامل با ملت‌ها، جلب همکاری و فعال‌سازی عامه مردم ـ چه در داخل کشور، چه در کشورهای منطقه و حتی در میان ملت‌های مستضعف جهان که آسیب‌های نظم مدرن غربی را تجربه کرده‌اند ـ از ظرفیت‌های چشمگیری برخوردار است که تاکنون به‌طور کامل فعال نشده بود.

به نظر می‌رسد اگر در حوزه تدبیر، برنامه‌ریزی، تنظیم‌گری و تسهیل‌گری برای مشارکت‌دهی مردم ـ اعم از مردم ایران، ملت‌های منطقه و مستضعفان جهان ـ هوشمندی لازم به کار گرفته شود، این ظرفیت‌ها می‌تواند شکل‌گیری سطح فرهنگی نظم جدید را تسریع و تقویت کند.

در عین حال، دغدغه اصلی باید پرهیز از آن باشد که این پدیده بر اساس نظریات رایج علوم انسانی و اجتماعی غربی تفسیر، تقلیل یا با کژتابی معرفتی معرفی شود. چنین رویکردی می‌تواند به‌مثابه حجابی مانع از فعال شدن ظرفیت‌های حقیقی این پدیده شود. از این‌رو، ضروری است اندیشمندان و پژوهشگران، به‌ویژه نسل جوان علوم انسانی و اجتماعی، با کنار گذاشتن پیش‌فرض‌ها و پارادایم‌های رایج، به فهمی مشارکتی، مشاهدتی و حضوری از این پدیده دست یابند؛ چرا که فهم درونی آن می‌تواند نقش مؤثری در شکوفایی ظرفیت‌هایش ایفا کند.

"بخش عمده کتاب ولی نصر، تمجید از فهم راهبردی امام شهید است که ایده جنگ نامتقارن را خود ساختند؛ جنگی پارتیزانی اما کاملاً نظام‌مند. آن امنیت و توسعه عاریتی که کشورهای منطقه با استمداد از ابرقدرت‌ها کسب کرده بودند، در کمتر از یک هفته نابود شد. تعبیر رهبری که «دولت‌های همسایه با ما هم‌سرنوشت‌اند»، افق جدیدی در دیپلماسی فرهنگی گشوده است. کلیپ‌های تولیدشده با هوش مصنوعی از شرق تا غرب آسیا مخاطب جذب کرد. باید از تفسیر این پدیده بر اساس نظریات غربی پرهیز کرد و نسل جوان علوم انسانی با حضور در متن، فهم درونی پیدا کنند."

* سه حوزه تمدنی ایران برای دیپلماسی فرهنگی

نکته پایانی، توجه به ظرفیت‌های تمدنی جمهوری اسلامی ایران است. امروز سه حوزه تمدنی مهم پیش‌روی ما قرار دارد: ایران فرهنگی و تاریخی، ادبیات دینی و اسلامی، و زبان فارسی. فعال‌سازی حداکثری ظرفیت‌های این سه حوزه می‌تواند نقش بسزایی در تقویت دیپلماسی فرهنگی ایفا کند.

در حوزه ایران فرهنگی، دفاع از وحدت ملی و پاسداشت تاریخ و تمدن چند هزار ساله ایران اهمیت ویژه‌ای دارد؛ به‌ویژه آنکه برخی جریان‌ها به‌طور آشکار فرهنگ و تمدن ایرانی را هدف قرار داده‌اند. صیانت و تقویت این میراث تمدنی می‌تواند پشتوانه‌ای مهم برای انسجام و اقتدار فرهنگی کشور باشد.

در حوزه اسلامی نیز، آموزه‌های الهی و فرهنگی جاری در میان مردم می‌تواند نقش وحدت‌بخش در میان امت اسلامی ایفا کند؛ با حفظ چارچوب دولت-ملت‌ها، اما با تعریف آرمان‌ها و جهت‌گیری‌های مشترک. تحولات اخیر و برخی پیمایش‌ها نیز نشان داده است که جایگاه و محبوبیت جمهوری اسلامی ایران و شخصیت‌های برجسته آن در میان افکار عمومی جهان عرب ارتقا یافته است. این ظرفیت‌ها می‌تواند مبنای توسعه دیپلماسی عمومی، هنری و فرهنگی کشور قرار گیرد و مسیر حرکت آن را تقویت و جهت‌دهی کند.

از سنگر فرهنگ تا جبهه دفاع، پیوند ناگسستنی در جامعه امروز


بررسی تحولات جنگ تحمیلی در نظام فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

* ظرفیت زبان و ادبیات فارسی در روایت تمدنی

نکته پایانی حائز اهمیت، تقویت زبان و ادبیات غنی فارسی است که می‌تواند در صحنه‌های مختلف، در کنار الهیات و عرفان، به روایتگری معنا بپردازد. امروزه جهان شاهد آن است که ایرانیان با زبان و ادبیات فارسی خود توانسته‌اند وحدتی هفت‌هزارساله را در حوزه تمدنی خود شکل دهند. روایت فارسی از درون این ظرفیت، عطش فراوانی را برای آموزش و یادگیری این زبان در جهان فراهم آورده است.

وظیفه ماست که با تلاش در این عرصه، در راستای آرمان امام شهید مبنی بر پیشتازی در علم و فناوری در پنجاه سال آینده گام برداریم. ایشان پیش‌بینی کرده بودند که پژوهشگران علوم اجتماعی، انسانی و دینی جهان ناگزیر از یادگیری زبان و ادبیات فارسی برای حرکت در مرز تولید علم جهانی خواهند بود. در آن زمان، ایران اسلامی دست برتر علم، تکنولوژی و فناوری را خواهد داشت.

علاوه بر این، پژوهشگران، محققان و نخبگان کشور نشان داده‌اند که چگونه توانسته‌اند فناوری را بومی‌سازی کرده و با معیارهای ارزشی خود روایت کنند. امروز جهان شاهد است که جمهوری اسلامی ایران با پایبندی به اصول اخلاقی، جنگی نابرابر و در عین حال اخلاقی را پیش می‌برد. این رویکرد، شیوه نبرد و راهبردهای نظامی و امنیتی ایران را زبانزد تحلیلگران جهانی ساخته و شایسته تحسین است. این نیز خود ظرفیتی در حوزه فرهنگ و نسبت جهاد با فرهنگ محسوب می‌شود.

امید است که تمامی پژوهشگران و فعالان عرصه فرهنگ، علوم اجتماعی و انسانی، وظیفه خطیر خود را در قبال صورت‌بندی و روایت صحنه‌ای که در آن تنفس می‌کنیم، به‌درستی ایفا نمایند و این نبرد را با فتح و ظفر به پایان رسانده و روایتی پیروزمندانه از آن را به جامعه عرضه دارند.

نکته پایانی، توجه به سه حوزه تمدنی ایران است: ایران فرهنگی و تاریخی، ادبیات دینی و اسلامی، و زبان فارسی. فعال‌سازی این سه حوزه می‌تواند دیپلماسی فرهنگی را تقویت کند. جهان امروز عطش فراوانی برای یادگیری زبان فارسی دارد. وظیفه ماست در راستای آرمان امام شهید مبنی بر پیشتازی در علم و فناوری گام برداریم. ایران جنگی نابرابر اما اخلاقی را پیش می‌برد. امید است پژوهشگران وظیفه خود در روایت این صحنه را به درستی ایفا کنند و این نبرد را با فتح و ظفر به پایان رسانند.

گفت‌وگو و تنظیم: حسین پاشائی_ سمیرا گل‌کار

مشاهده کامل ویدیو:

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha